۹ نتیجه برای عقیلی
سید مجتبی عقیلی، سحر چیذری،
دوره ۲۲، شماره ۷۳ - ( ۶-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: صرع، یکی از شناخته شدهترین و شایعترین اختلالات دستگاه عصبی است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سبکهای اسنادی در بیماران مبتلا به صرع است.
مواد و روش کار: پژوهش حاضر، به روش نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون و پسآزمون، با گروه کنترل انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به صرع شهر تهران بود که در انجمن صرع تهران دارای پرونده پزشکی بودند. با نمونهگیری هدفمند، ۴۰ نفر بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند که به صورت تصادفی در دو گروه مداخله (۲۰ نفر) و گروه کنترل (۲۰ نفر) جای گرفتند. انتخاب نمونه های پژوهش از اردیبهشت ۹۸ آغاز شد و به مدت ۱۰ هفته به طول انجامید. دادهها با استفاده از پرسشنامه سبک اسنادی (DSQ) جمع آوری و به وسیله نرم افزار SPSS نسخه ۲۲ و با استفاده از آمار توصیفی، و آنالیز واریانس، تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: یافتههای آماری نشان داد میانگین سبکهای اسنادی مثبت در گروه آزمایش قبل از مداخله ۹۷/۴۷±۰/۴، و بعد از مداخله ۵/۸۷ ± ۰/۸۵ بود و در سبکهای اسنادی منفی، در گروه آزمایش قبل از مداخله ۳/۵۷ ± ۱/۲۶، و بعد از مداخله ۲/۷۲ ± ۱/۰۸ بود که از لحاظ آماری، این اختلاف بین سبکهای اسنادی معنادار بود (۰/۰۰۱= p<).
بحث و نتیجهگیری: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در بیماران مبتلا به صرع، سبک اسنادی درونی منفی را کاهش داده و سبک اسنادی پایدار مثبت را افزایش میدهد.
سید مجتبی عقیلی، فاطمه ملک،
دوره ۲۲، شماره ۷۴ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری های مزمن کلیوی از جمله مشکلات سلامتی در دنیای امروز و سلامت معنوی یکی از مفاهیم مهم در نحوه رویارویی بیمار با مشکلات و تنش ناشی از بیماری است. هدف از پژوهش حاضر تاثیر شناخت درمانی مبنی بر ذهن آگاهی در سلامت معنوی و فشارخون بیماران همودیالیزی شهرستان گرگان است.
مواد و روش کار: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه بیماران همودیالیز دارای پرونده پزشکی در بیمارستان های پنج آذر و شهید صیاد شیرازی شهر گرگان بود. از این جامعه پژوهش، ۲۰ نفر نمونه بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله (۱۰ نفر) و گروه کنترل (۱۰ نفر) جای گرفتند. انتخاب نمونه های پژوهش از تیر ماه ۱۳۹۸ آغاز شد و دو ماه به طول انجامید. داده ها با استفاده از پرسشنامه سلامت معنوی (SWB) جمع آوری و به وسیله نرم افزار SPSS نسخه ۲۴ و با استفاده از آمار توصیفی و آنالیز واریانس، تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: میانگین نمره سلامت معنوی بیماران قبل از آموزش ذهن آگاهی ۶/۷۷± ۷۱/۹۰ بود که بعد از اجرای این آموزش به ۵/۴۳±۸۱/۶۰رسید. میانگین فشارخون بیماران قبل از آموزش ذهن آگاهی ۲/۷۲±۱۵/۳۳که در پس آزمون به ۱/۲۴± ۱۳/۰۵. این اختلاف از نظر آماری معنادار بود (=۰/۰۰۰P-value).
بحث و نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان داد که هر دو رویکرد شناختدرمانی مبنی بر ذهنآگاهی در افزایش سلامت معنوی و کاهش میزان فشارخون موثر بوده است و منجر به افزایش سلامت معنوی و تعدیل فشارخون بیماران همودیالیز می شود.
سید مجتبی عقیلی، زهرا حدیدی، آرزو اصغری، میترا نمازی،
دوره ۲۲، شماره ۷۵ - ( ۱۰-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری های مزمن کلیوی از جمله مشکلات سلامتی در دنیای امروز است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه کفایت دیالیز با شادکامی و امید به زندگی و خوب زیستی معنوی در بیماران همودیالیز انجام شد.
مواد و روش کار: این پژوهش مقعطی از نوع توصیفی و تحلیلی و جامعه پژوهش شامل بیماران همودیالیز شهر کردکوی در سال ۱۳۹۵ بود. با مراجعه به بیمارستان امیرالمؤمنین شهر کردکوی با روش نمونه گیری در دسترس، تعداد ۵۰ بیمار انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه شادکامی آکسفورد، پرسشنامه امید به زندگی اشنایدر، پرسشنامه بهزیستی معنوی (SWBS) استفاده شد. جهت آنالیز داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد.
یافته ها: بین شادکامی، امید به زندگی و بهزیستی معنوی با کفایت دیالیز رابطه معنادار وجود داشت (۰/۰۵>P). تحلیل رگرسیونی نشان داد که شادکامی، امید به زندگی، و بهزیستی معنوی می توانند ۱/۲۱ درصد واریانس کفایت دیالیز را تبیین کند.
بحث و نتیجه گیری: بیمارانی که از شادکامی، امید به زندگی، و بهزیستی معنوی خوبی برخوردارند، امید به بهبود و ادامه زندگی نیز در آنان بالاتر از سایرین می باشد و هرچه امید به زندگی بالاتر، کیفیت دیالیز نیز مطلوب تر خواهد بود. در نتیجه این بیماران نسبت به تحمل فشارها و استرس های ناشی از درمان بیماری پاسخ مناسب تری از خود نشان می دهند و درمان های ارائه شده را بهتر پذیرفته و به آن عمل می کنند.
سید مجتبی عقیلی، نسترن ایزدی، آرزو اصغری، میترا نمازی،
دوره ۲۲، شماره ۷۵ - ( ۱۰-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: بیماران همودیالیزی، علاوه بر روبهرو شدن با تغییرات متعدد فیزیولوژیک، با تنشهای روانی بسیاری نیز روبهرو می گردند که هرکدام به نوبه خود میتواند در روان و شخصیت آنها اختلال ایجاد کند. پژوهش حاضر، با هدف تبیین اثر موسیقیدرمانی بر کاهش اضطراب و فشارخون کودکان تحت درمان دیالیز انجام شد.
مواد و روشکار: پژوهش حاضر، به روش نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون_پسآزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه پژوهش، شامل کودکان تحت درمان دیالیز مرکز آموزشی درمانی کودکان بیمارستان شهید طالقانی گرگان در سال ۱۳۹۷ بود که با نمونهگیری هدفمند، ۳۰ کودک انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله موسیقیدرمانی (۱۵ نفر) و گروه گواه (۱۵ نفر) جای گرفتند. پرسشنامه پژوهش، اضطراب آشکار کودکان رینولدز بود. دادههای گردآوری شده با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و نرم افزار SPSS نسخه ۲۴ در سطح اطمینان ۰/۹۵ تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین اضطراب در گروه آزمایش قبل از مداخله ۳۲/۵۷±/۲/۴۹ و بعد از مداخله، ۳۰/۴۲±۵۱/ ۲بود و فشارخون، در گروه آزمایش قبل از مداخله ۱۳/۵۷±۰/۵۳و بعد از مداخله، ۱۲/۶۵±۰/۳۸بود که از لحاظ آماری، این اختلاف بین اضطراب و فشار خون معنادار بود (۰/۰۰۱>P).
بحث و نتیجهگیری: میتوان گفت که موسیقی درمانی، راهکار مناسبی برای کاهش اضطراب و فشارخون کودکان تحت درمان دیالیز است. موسیقی درمانی، با تحریک آزادسازی مواد شبه مورفینی و یا اندورفینها در مغز باعث کاهش درد، فشارخون، و اضطراب میشود.
سید مجتبی عقیلی، نازیلا احمدی چوپاری، آرزو اصغری، میترا نمازی،
دوره ۲۳، شماره ۷۶ - ( ۳-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاران در طول خدمت خود با تنش های مختلفی مواجه هستند که از جمله می توان به فرسودگی شغلی اشاره کرد. این نوع تحلیل رفتگی در اثر تنش های مداوم ایجاد می شود و عوارض زیادی در خانواده، زندگی اجتماعی، فردی، و سازمان بر جای می گذارد. هدف مطالعه حاضر تعیین میزان فرسودگی شغلی پرستاران بخش های مختلف مراقبت ویژه، بخش زنان و زایمان و بخش نوزادان بود.
مواد و روش کار: این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی- تحلیلی بود. جامعه آماری این تحقیق کلیه پرستاران شاغل در بخش های مراقبت ویژه، زنان و زایمان، و نوزادان بیمارستان های دولتی شهر گرگان در سال ۱۳۹۶ بود که با استفاده از جدول گرجسی و مورگان ۱۶۲ نفر، به شیوه در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلچ استفاده شد. جهت آنالیز داده ها از آزمون تحلیل واریانس در سطح معنی داری کمتر از ۰/۰۵ استفاده شد.
یافته ها: در فرسودگی شغلی بین پرستاران بخش های مراقبت ویژه، زنان و زایمان، و نوزادان تفاوت معنادار وجود داشت (۰۰۱/۰>P) و پرستاران بخش مراقبت ویژه بیشترین فرسودگی شغلی را داشتند (۰۰۱/۰>P).
بحث و نتیجه گیری: بر اساس این تحقیق می توان استنباط کرد که افزایش فشار کاری، شیفت های پی در پی، و بدون استراحت در طول زمان، زمینه را برای بروز فرسودگی شغلی فرآهم می آورد.
سید مجتبی عقیلی، منیره سبحانی فرد، آرزو اصغری، میترا نمازی،
دوره ۲۳، شماره ۷۶ - ( ۳-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه، وابستگی به مواد مخدر یکی از مهمترین مشکلات مربوط به سلامت عمومی در جوامع به شمار می رود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر حساسیت اضطرابی و استرس ادراک شده زنان معتاد مبتلا به درد مزمن انجام شد.
مواد و روش کار: روش پژوهش حاضر به روش تجربی و از نوع پیش آزمون، پس آزمون، و همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری ( ۶۵ نفر) شامل تمامی زنان معتاد به شیشه مقیم در کمپ رو به فردا شهرستان آزادشهر در شش ماه اول سال ۱۳۹۷ بود که از بین آنها ۳۰ نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه حساسیت اضطرابی، استرس ادراک شده، و درد مزمن بود. ۱۲ جلسه طرحواره درمانی بر گروه آزمایش اجرا شد؛ ولی گروه کنترل درمانی دریافت نکرد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس تک متغیره، آزمون یکسانی واریانس استفاده شد.
یافته ها: یافتههای آماری نشان داد که میانگین حساسیت اضطرابی در گروه آزمایش قبل از مداخله ۳۲/۶۶±۱۰/۳۳و بعد از مداخله ۲۴/۰۶±۵/۶۴ بود؛ استرس ادراک شده قبل از مداخله ۱۰/۹۳±۳/۶۱ و بعد از مداخله ۵/۲۶±۱/۷۵ بود و میانگین درد مزمن قبل از مداخله ۸/۹۳±۳/۴۱ و بعد از مداخله ۵/۳۳±۱/۲۴ بود که از لحاظ آماری، این اختلاف بین متغیرهای پژوهش معنادار بود (۰/۰۵>p).
بحث و نتیجه گیری: طرحواره درمانی منجر به کاهش حساسیت اضطرابی، استرس ادراک شده، و درد مزمن در زنان معتاد مبتلا به درد مزمن می شود.
دکتر سید مجتبی عقیلی، آقای امیر سعادت،
دوره ۲۳، شماره ۷۷ - ( ۵-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش روز افزون جمعیت سالمندان یکی از چالش برانگیزترین موضوعات در حوزه سلامت محسوب می شود و نیازمند تدابیر مناسبی است که در پرتو آن کیفیت زندگی سالمندان ارتقا یابد. پژوهش حاضر با هدف تأثیر موسیقی سنتی ایرانی بر کیفیت زندگی در سالمندان مبتلا به دمانس نوع آلزایمر- مرحله اولیه و متوسط تهران انجام شد.
مواد و روش کار: تحقیق حاضر جزء تحقیقات نیمه آزمایشی با طرح (پیش آزمون_پس آزمون) با گروه کنترل بود. ۳۰ نفر از سالمندان مبتلا به دمانس نوع آلزایمر مقیم در مرکز مراقبتی روزانه انجمن آلزایمر ایران به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) قرار داده شدند؛ شرکت کنندگان پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (WHO) را تکمیل نمودند. گروه آزمایش در ۲۴ جلسه (هفته ای ۳ روز) هر بار ۴۰ دقیقه، در وضعیت استراحت ساکن، قطعات موسیقی سنتی ایرانی را می شنیدند. و گروه کنترل تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکردند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی بنفرونی و نرم افزار spss نسخه ۲۴ استفاده شد.
یافته ها: یافته های آماری نشان داد که میانگین سلامت روان در گروه آزمایش قبل از مداخله ۳۳/۲۱ ±۵۴/۴ و بعد از مداخله ۲۰/۲۳ ± ۰۶/۵ و در روابط اجتماعی در گروه آزمایش قبل از مداخله ۹۳/۵ ±۰۱/۲ و بعد از مداخله موسیقی سنتی ایرانی ۷۳/۹ ±۲۸/۲ بود که از لحاظ آماری این اختلاف معنادار بود (۰۰۱/۰>P).
بحث و نتیجه گیری: از آنجا که موسیقی سنتی ایرانی منجر به ارتقاء کیفیت زندگی می شود، پیشنهاد میشود که این تکنیک درمانی برای بهبود کیفیت زندگی سالمندان مبتلا به دمانس نوع آلزایمر استفاده شود.
دکتر سید مجتبی عقیلی، دکتر آرزو اصغری، خانم فاطمه جرجانی، خانم میترا نمازی،
دوره ۲۳، شماره ۷۷ - ( ۵-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: ام اس یکی از شایعترین دلایل عصبی ناتوانی دستگاه عصبی مرکزی است. هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثر بخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر امید به زندگی و بهزیستی روانشناختی در بیماران ام اس است.
مواد و روش کار: روش پژوهش، به شیوه نیمه آزمایشی و به صورت پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل صورت گرفته است. جامعه آماری عبارت بود از تمام افراد دارای بیماری ام اس در گرگان که از این میان تعداد ۴۵ فرد بستری در بخش نورولوژی بیمارستانهای حکیم جرجانی و شهید صیاد شیرازی شهر گرگان به صورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی ساده در ۳ گروه ۱۵ نفره جای گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه امید به زندگی (AHS) و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی (RSPWB) بود. داده ها نیز با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و مقایسه میانگینها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین نمره بهزیستی روانشناختی بیماران در گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قبل از آموزش ۴۱۲/۱۲±۷۲۶/۳ بود که بعد از اجرای آموزش به ۰۱۸/۱۳±۵۳۱/۲ رسید. و در گروه ذهن آگاهی قبل از آموزش ۵۳۳/۱۲±۶۹۳/۳ بود که بعد از آموزش به ۹۳۳/۱۵±۶۹۵/۴ رسید. همچنین نمره امید به زندگی در گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قبل از آموزش ۱۱۵/۲۶±۶۲۵/۵ بود که بعد از آموزش به ۱۰۶/۲۹±۴۱۷/۴ رسید. و در گروه ذهن آگاهی قبل از آموزش۴۶۵/۲۶±۶۷۲/۶ بود که بعد از آموزش به ۴۳۱/۳۱±۳۲۷/۵ رسید. این اختلاف از نظر آماری معنادار بود (۰۰۰/۰=P-value).
بحث و نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش برای افزایش بهزیستی روانشناختی و امید به زندگی در بیماران مبتلا به ام. اس، تکنیک های درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی توصیه می گردد.
سید مجتبی عقیلی، رضا حسنی،
دوره ۲۳، شماره ۷۷ - ( ۵-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: در هر جامعهای دانشآموزان به عنوان یکی از ارکان اساسی نظام آموزشی آن جامعه نقش منحصر به فرد و تعیینکنندهای در نیل به اهداف و کمال آن جامعه دارا میباشند. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنآگاهی بر نشخوار فکری و نگرانی در دانشآموزان دبیرستانهای شاهد شهرستان مینودشت در سال ۱۳۹۸ انجام شد.
مواد و روشکار: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل کلیه دانشآموزان پسر دبیرستانهای شاهد متوسطه اول شهرستان مینودشت در سال تحصیلی ۱۳۹۸-۱۳۹۷ بود. حجم نمونه ۴۰ نفر از دانش آموزان پسر که بهصورت در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه ۲۰ نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت هشت جلسه تحت درمان ذهنآگاهی قرار گرفتند و گروه گواه هیچگونه مداخلهی درمانی دریافت نکرد. جهت جمعآوری داده ها از پرسشنامه های نشخوار فکری نالن هوکسما و مارو (RRS)، پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا (PSWQ) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آنالیز کوواریانس چندمتغیره با نرمافزار SPSS نسخه ۲۱ استفاده شد.
یافتهها: میانگین نمره نشخوار فکری دانشآموزان قبل از آموزش ذهنآگاهی ۵۵/۵۲±۴/۱۳بود که بعد از اجرای این آموزش به ۷۲/۴۷±۶۱/۴ رسید. میانگین نمرات نگرانی دانشآموزان قبل از آموزش ذهنآگاهی ۵۶/۶۰±۲/۰۸ بود که در پسآزمون به ۵۱/۶۰±۳/۱۶رسید. این اختلاف از نظر آماری معنادار بود (۰/۰۰۲-Value=).
بحث و نتیجه گیری: نتایج بهدست آمده نشان داد که رویکرد ذهنآگاهی در کاهش نشخوار فکری و نگرانی دانشآموزان موثر بوده است.